خروج امارات و آینده اوپک
از مدیریت قیمت تا رقابت بر سر سهم بازار
اوپک طی بیش از ۶دهه فعالیت خود مهمترین نهاد هماهنگکننده سیاستهای نفتی کشورهای صادرکننده نفت بوده است. قدرت این سازمان بر سه پایه استوار بود: سهم قابلتوجه از تولید جهانی، تمرکز بخش مهمی از ذخایر نفت جهان در کشورهای عضو و وجود ظرفیت مازاد تولید در چند کشور کلیدی، بهویژه عربستان سعودی. این عوامل به اوپک امکان میداد با مدیریت عرضه بر روند قیمتهای جهانی نفت اثر بگذارد. با این حال، بازار نفت امروز تفاوتهای بنیادینی با دهههای گذشته دارد. رشد تولید نفت شیل در آمریکا، افزایش عرضه از سوی تولیدکنندگان غیراوپکی، پیشرفت فناوریهای استخراج و توسعه انرژیهای جایگزین موجب شده است که توان اوپک برای کنترل بازار نسبت به گذشته محدودتر شود.
در چنین فضایی، منافع اعضا نیز بیش از پیش از یکدیگر فاصله گرفته است. خروج امارات را میتوان در همین چارچوب تحلیل کرد. ابوظبی طی سالهای اخیر سرمایهگذاریهای گستردهای برای افزایش ظرفیت تولید نفت انجام داده و به دنبال بهرهبرداری کامل از این ظرفیتهاست. در مقابل، محدودیتهای تولیدی اوپک عملا مانع استفاده کامل از ظرفیتهای جدید این کشور میشد. از نگاه امارات، در شرایطی که آینده تقاضای جهانی نفت با عدم قطعیت روبهرو است، حفظ سهم بازار اهمیت بیشتری نسبت به محدود کردن تولید برای حمایت از قیمتها پیدا کرده است. در واقع، نگرانی از تبدیل بخشی از ذخایر نفت و گاز به «داراییهای سرگردان» یکی از عوامل مهم در تغییر رفتار برخی تولیدکنندگان نفت محسوب میشود. اگر روند گذار انرژی در دهههای آینده شتاب بگیرد، بخشی از ذخایری که امروز در اختیار کشورهای نفتی قرار دارد ممکن است هرگز استخراج نشود. این نگرانی، انگیزه افزایش تولید و تثبیت سهم بازار را تقویت میکند.
در سوی دیگر، عربستان سعودی همچنان از راهبرد متفاوتی پیروی میکند. برنامه تحول اقتصادی Vision ۲۰۳۰ نیازمند منابع مالی گسترده است و بخش مهمی از این منابع همچنان از محل درآمدهای نفتی تامین میشود. از این رو، ریاض بیش از بسیاری از تولیدکنندگان به ثبات و سطح قیمت نفت توجه دارد. به بیان دیگر، عربستان به جای حداکثرسازی حجم صادرات، بر حداکثرسازی درآمد نفتی تاکید میکند؛ حتی اگر این امر مستلزم محدودیت بخشی از تولید باشد. این تفاوت رویکرد، یکی از مهمترین شکافهای راهبردی در درون اوپک به شمار میرود. برخی اعضا افزایش سهم بازار را در اولویت قرار دادهاند؛ درحالیکه برخی دیگر همچنان از سیاست مدیریت عرضه برای حفظ قیمتها حمایت میکنند.
با وجود خروج امارات، نباید از پایان نقش اوپک سخن گفت. کشورهای عضو همچنان بخش عمده ذخایر متعارف نفت جهان را در اختیار دارند و ظرفیت مازاد تولید نیز عمدتا در اختیار چند عضو اصلی سازمان است. علاوه بر این، همکاری میان تولیدکنندگان بزرگ در قالب اوپک پلاس طی سالهای اخیر نشان داده که هماهنگی در سمت عرضه همچنان امکانپذیر است. با این حال، آینده اوپک بیش از گذشته به توانایی آن در مدیریت اختلافات داخلی بستگی خواهد داشت. هرچه فاصله میان منافع اعضا افزایش یابد، قدرت سازمان برای ارسال پیامهای منسجم به بازار و اثرگذاری بر قیمتها کاهش خواهد یافت. از سوی دیگر، رشد تولید خارج از اوپک و روند گذار انرژی نیز فشار مضاعفی بر نقش سنتی این سازمان وارد میکند.
برای کشورهای صادرکننده نفت، از جمله ایران، تحولات اخیر یادآور این واقعیت است که بازار جهانی نفت در حال ورود به مرحلهای جدید است؛ مرحلهای که در آن رقابت بر سر سهم بازار در کنار مدیریت قیمت، به یکی از متغیرهای تعیینکننده سیاستهای انرژی تبدیل خواهد شد. در نهایت، خروج امارات را باید نه پایان اوپک، بلکه نشانهای از تغییر ماهیت آن دانست. پرسش اصلی دیگر این نیست که اوپک چگونه قیمت نفت را افزایش دهد، بلکه این است که چگونه میتواند در بازاری متنوعتر، رقابتیتر و در حال گذار، همچنان جایگاه خود را بهعنوان یکی از بازیگران اصلی اقتصاد انرژی جهان حفظ کند.
* مشاور دستیار رئیسجمهور در حوزه نفت و گاز