سال ۱۹۸۵ گلولهای بر پیکر اتحاد جماهیر شوروی شلیک شد و سال ۱۹۹۱ نقش بر زمین گشت و پیکرش همانند درختی که موریانه ساختار درونی آن را ویران و پوک کرده باشد از هم متلاشی گشت. درست است که ایالات متحده هرگز به صورت رسمی گلولهای جنگی به سوی اتحاد جماهیر شوروی شلیک نکرد، اما این به معنای نبود جنگ نبود. جنگی بزرگ در جریان بود جنگی که میدان اصلی آن نه خاکریزها و ناوهای جنگی، بلکه اقتصاد، فناوری، رسانه و ذهن انسانها بود. در این نبرد، واشنگتن سلاحی را به کار گرفت که صدای انفجار نداشت اما قدرت تخریبش کمتر از بمب و موشک نبود و آن گلولههای از جنس دلار بود بسیاری تصور میکنند فروپاشی شوروی صرفا نتیجه فشارهای خارجی آمریکا، مسابقه تسلیحاتی یا کاهش قیمت نفت بود، اما واقعیت عمیقتر از اینهاست. فشار خارجی تنها زمانی میتواند یک قدرت بزرگ را از پا درآورد که آن قدرت از درون دچار فرسایش شده باشد. شوروی پیش از آنکه قربانی آمریکا شود، قربانی ساختار اقتصادی و سیاسی خود شده بود. ساختاری که بهتدریج توان بازتولید، اصلاح و رقابت را از دست داده بود.