مذاکرات در چشم‌انداز منافع ملی ایران

گفت‌وگوهای فعلی و تفاهم حاصل از آن پس از دو جنگ تجاوزکارانه تحمیلی به ایران صورت گرفت و این واقعیت را نشان داد که به نتیجه نرسیدن دیپلماسی ممکن است بسیار خطرناک باشد و به فاجعه جنگ منتهی شود؛ پدیده‌ای که به علت پیچیده بودن آن نتایجش غیر قابل پیش‌بینی است. همین پیش‌بینی‌ناپذیری نتایج پدیده پیچیده جنگ بود که نیروهای مهاجم را به هچل انداخت و نهایتا رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا را وادار به امضای تفاهم‌نامه‌ای کرد که پیش از آن از دیدگاه اغلب ناظران بین‌المللی غیرممکن بود. مسدود کردن تنگه هرمز که نفس بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی و نظامی دنیا را به تنگی انداخت از نتایج پیش‌بینی‌ناپذیر جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران بود وگرنه پیش از آن حتی پس از جنگ دوازده روزه ایران به این کار اقدام نکرده بود. معضلی که بسته شدن تنگه هرمز برای اقتصاد جهانی ایجاد کرد در نهایت ایالات متحده آمریکا را وا داشت تا به امضای این تفاهم‌نامه تن دهد. این برگ برنده یعنی نیروی بازدارنده‌ای بسیار فراتر از موضوع هسته‌ای که امروز به هر حال در اختیار ایران قرار گرفته دستاورد استراتژیک بسیار مهم و حیاتی است که باید به درستی و با عقلانیت آن‌ را حفظ و از آن استفاده کرد. یکی از ویژگی‌های مذاکرات کنونی در مقایسه با قبلی‌ها، شکسته شدن برخی تابوها بود که به هر دلیلی پیش از این وجود داشت و مانع به نتیجه رسیدن مطلوب مذاکرات می‌شد.

یکی از این تابوها مذاکره مستقیم و دیگری منحصر کردن گفت‌وگوها به موضوع هسته‌ای بود که از یک‌سو، موجب پیش آمدن برخی سوء‌تفاهم‌ها و از سوی دیگر، باقی ماندن استخوان لای زخم در روابط میان ایران و آمریکا به صورت مزمن می‌شد. اکنون این هر دو تابو شکسته شده و راه برای گفت‌وگوی مستقیم در همه موارد اختلاف از جمله موضوع متحدان منطقه‌ای طرفین و نیز برقراری روابط اقتصادی و حتی سیاسی باز شده است.

 بنابراین، چشم‌انداز برای گذار از این تفاهم به یک توافق مطلوب روشن‌تر از پیش است؛ البته به شرط اینکه مذاکره‌کننده‌های ما با درایت و عقلانیت با کارشکنی‌های مخالفان توافق، از هر دو طرف آمریکا و ایران، روبه‌رو شوند و با ملاک قرار دادن منافع ملی ایران کار توافق‌نامه را پیش ببرند. منافع ملی ایران به وضوح ایجاب می‌کند که یکی از مهم‌ترین نتایج نهایی مذاکرات برداشته شدن تحریم‌های اقتصادی و تضمین عدم بازگشت آنها باشد. لازمه این تضمین باز شدن اقتصاد ایران به روی تجارت جهانی و تشویق سرمایه‌گذاری خارجی، به ویژه سرمایه‌گذاری بنگاه‌های بزرگ آمریکایی، در کشور ماست.

از این طریق است که بازدارندگی اقتصادی در کنار بازدارندگی سیاسی و نظامی می‌تواند در خدمت منافع ملی ایران قرار گیرد و جایگاه کشور عزیزمان را در سطح بین‌المللی ارتقا بخشد. بنابراین، مذاکره‌کنندگان ما باید به جای تاکید بر موضوع هسته‌ای که تاکنون به جای عاملی برای بازدارندگی‌استراتژیک، به بهانه‌ای برای تهاجم به ایران تبدیل شده است، بر اهرم استراتژیک واقعا بازدارنده تنگه هرمز و منافع متقابل اقتصادی تکیه کنند. لازم به تاکید بیشتر نیست که داشتن انرژی هسته‌ای و حتی بمب اتمی در دنیای پس از فروپاشی اتحاد شوروی و از میان رفتن دوگانه شرق و غرب، دیگر عامل بازدارنده موثری محسوب نمی‌شود. کلاهک‌های هسته‌ای پر شمار جمهوری فدراتیو روسیه مانع حملات اوکراین به خاک این کشور در طول چهار سال گذشته نشد، همچنان‌که داشتن سلاح هسته‌ای مانع درگیری‌های نظامی گاه به گاه میان هند و پاکستان نمی‌شود. و شاید از همه مهم‌تر اینکه سلاح هسته‌ای عملا موجود در اسرائیل عامل بازدارنده در برابر حملات موشکی ایران نبود.

به نظر می‌رسد مهم‌ترین عاملی که ممکن است موجب شود از فرصت بی‌نظیر به‌دست‌آمده نتوانیم به درستی استفاده کنیم وجود برخی گروه‌های سیاسی کم‌شمار اما ذی نفوذ و پر سر و صدا با تفکرات افراطی باشد که به هر دلیلی اهدافی سوای منافع ملی ایران را تعقیب می‌کنند و متاسفانه دست برتر را در رسانه‌های انحصاری در اختیار دارند. امیدواریم این رسانه‌ها که از بیت‌المال تامین مالی می‌شوند و متعلق به همه آحاد ملت ایران هستند، با تجدید نظر در سیاست‌های تنگ‌نظرانه زمینه تعاطی افکار گوناگون را با دعوت از کارشناسانی از افق‌های فکری متفاوت و حتی متضاد فراهم آورند تا مردم خود به داوری بنشینند و از بهترین گفتارها تبعیت کنند.

* اقتصاددان