درحالیکه بحران را با خسارتهای ملموس میشناسند، این پدیده میتواند آثار به مراتب مخربتری داشته باشد. بر این اساس، سیاستهای نادرستی که به واسطه بحران تشدید میشوند، کارکرد نهادها را تحلیل میبرند و شکاف انتظارات عمومی و توان اجتماعی، انسجام اجتماعی را تهدید میکنند.
پرهام پهلوان: در بیش از چهار دهه فراز و فرود روابط ایران و ایالات متحده، از توافق الجزایر در سال۱۳۵۹ تا تلاشهای اخیر برای کاهش تنش، کشورهای مختلفی از الجزایر و عمان گرفته تا قطر، سوئیس و پاکستان کوشیدهاند نقش میانجی را میان دو طرف ایفا کنند. در تمام این سالها، هر بار که نشانهای از گفتوگو یا تفاهم میان تهران و واشنگتن پدیدار شده است، افکار عمومی و فعالان اقتصادی نیز میان بیم و امید قرار گرفتهاند؛ بیم از شکست مذاکرات و بازگشت به چرخه تنش و فشار، و امید به گشایش در روابط خارجی، کاهش نااطمینانی و بهبود شرایط اقتصادی. امروز نیز، پس از سالها تحریم، فشارهای اقتصادی، دورههای متوالی مذاکره و تقابل، در شرایطی که منطقه هزینههای سنگین بیثباتی و درگیری را تجربه کرده است، بار دیگر نشانههایی از حرکت دو کشور به سمت تفاهم و ادامه مذاکرات مشاهده میشود.
چشمانداز توافق میتواند خیلی روشن باشد؛ البته در صورتی که سیاستگذاران به این نکته توجه کنند که حکمرانی اقتصادی که در گذشته اعمال شده، برای دوران انزوا بوده است. برای دوران آینده باید تعامل و گسترش روابط، محور فعالیتهای کشور شود؛ زیرا اگر بخواهیم سرمایه جذب کنیم، باید امکان واردات و صادرات و امکان سرمایهگذاری را تسهیل کنیم. مقررات کشور باید کاهش پیدا کند.
این دور از گفتوگوها میان ایران و آمریکا که به امضای تفاهمی برای پایان جنگ و باز شدن تنگه هرمز انجامید، تفاوت زیادی با مذاکرات پیشین داشت و این واقعیت ممکن است اگر برخی ملاحظات به درستی رعایت شود روی روند بعدی مذاکرات و گذار از تفاهم به توافق، بهطور مثبت و موثری، تاثیرگذار باشد.
آقای رئیسجمهور بر اساس سوگندی که در جهت حفظ منافع ملی، حفظ حقوق شهروندان، تامین رفاه ملت و اعتلای کشور یاد کردهاست، اقدام به پذیرش توقف درگیریها و آغاز فرآیند مذاکره با امضای تفاهمنامه با رئیسجمهور آمریکا برای حلوفصل پارهای از امور کرده است. در این ارتباط چند نکته را متذکر میشوم:
تفاهم منعقدشده در مقایسه با توافق برجام، بسیار مناسبتر و کارآمدتر است. در متن چهاردهبندی منتشرشده لحنی حاکی از خوشبینی و خرسندی به چشم میخورد و میتوان امیدوار بود متن نهایی و مصوب نیز دقیقا همین نسخه باشد؛ اما باید درباره اقتصاد ایران، واقعبین بود؛ اقتصاد ایران در تمام سالهای گذشته (نزدیک به ۴۷ سال دوران تحریم) به زور در تنگنا نگه داشته شده بود.
پس از دو بار حملات غیرقابلتوجیه آمریکا و اسرائیل به ایران و دفاع قدرتمندانه ایران، به نظر میرسد که ایران و آمریکا به این فهم مشترک رسیدهاند که میتوان مسائل و مشکلات را از طریق مسالمتآمیز حلوفصل کرد؛ این آغاز باز شدن راههای توافق است که ایکاش بدون جنگ حاصل میشد. این فهم مشترک، هرچند بهخودیخود اختلافات اساسی میان ایران و آمریکا را که در طول دههها انباشت شده است حل نمیکند، اما قدم بزرگی است؛ چراکه راهی را بازگشایی میکند که بالقوه میتواند این اختلافات را کاهش دهد.